بخش ۳ - حق الیقین
ش شیخ محمود شبستری
0
Altın Yaprak
روزهای خدا وقایع اوست
رتبۀ هستی صنایع اوست
کشف او چونکه نیست در امکان
باز دان قرب رتبۀ انسان
مهر گنجینه ظهور وجود
آدم آمد به طالع مسعود
بر سریر خلافت او بنشست
در گنج وجود را در بست
بعد از او کلییی زعام و ز خاص
نامد اندر وجود جز اشخاص
این همه در حدیث و قرآن است
وندر او رازهای پنهان است
ذات جوهر زجسم و جان چه بود
نظر ثقل و دود آن چه بود
چیست تفسیر عرض فوق الماء
چیست تأویل علم الاسماء
عالم امر و خلق را بشناس
تا نمانی ز وهم در وسواس
سرهای شگرف مییابم
هم بگویم چو محرمی یابم
هرچه دانی همه بیانی نیست
یا بیانی همه بنانی نیست
دید و پس گفت وانگهی بنوشت
دلت آنگه زبانت پس انگشت
جوهر و کار این سه آلت را
نیک بشناس این حوالت را
خاصۀ هر یکی بدو بسپار
تا نباشی تو مرد هرزه شمار
این چنین کردهاند اهل کمال
ضد این ظلمت است و جهل و ضلال
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş