بخش ۷ - التمثیل
ش شیخ محمود شبستری
0
Altın Yaprak
صورت وحدت از جهان مثال
نقطه ای بست نقش بند خیال
نقطه مانند شعله عکس انداخت
وهمش از دور صورتی برساخت
باز چون دایره مجسم شد
کرۀ شکل چرخ اعظم شد
عکسها چون زو هم درهم شد
نقش هژده هزار عالم شد
نقطه و دور دایره است واکر
وحدت ذات را چو عکس و صور
نیست هیچ اندرین میان جز حق
ما و حق چیست با هم ای احمق
قصۀ جسم و جان مگو با او
یا تو باشی در این میان یا او
محدث آنگه که با قدیم آمیخت
نسبت خلق و خالقی بگسیخت
وحدتی کان همیشه با ذات است
مسقط نسبت و اضافات است
رهنمای من و تو از قرآن
از قل الله ثم ذرهم دان
وحدت است این نه اتحاد و حلول
تو برون بر از این میانه فضول
این همه گفتگوی توحید است
راه وحدت به ترک و تجرید است
چه کنی گفتگوی بیهوده
فرقی باشد ز گفته تا بوده
سخن وحدت است همچو سراب
از سراب ای پسر که شد سیراب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş