بخش ۵ - الفرقة الاولی
ش شیخ محمود شبستری
0
Altın Yaprak
فلسفی کرد نفی جمله صفات
زان سبب شد معطل اندر ذات
گفت ذات از صفات گوناگون
متکثر شود ببین اکنون
شبههای کوفتادش از تنزیه
خود کند این حدیث شیخ سفیه
ذات دید کز اختلاف صفات
متعدد شود زهی طامات
از تعلق که گشت در اطوار
متعلق چرا شود بسیار
چه قیاس است شاهد و غایب
اینت فکر سقیمناصایب
گر زمین از شعاع گردد گرم
قرص خور کی بگردد ای بی شرم
از برای خدای خواجه فلان
تو خدا را به از خدای مدان
او چو خود را صفت کند ظاهر
تو کیی اندرین میان آخر
تا کی از هرزه گویی ای ناکس
منقطع گشتی و نکردی بس
نفی کردی سه رکن ایمانی
قدرت وعلم و حشر جسمانی
آنگهی نام علم و عقل بری
ای خدا و رسول از تو بری
فلسفه چیست نزد اهل ملل
کفر و خودرایی و ضلال و حیل
هستم از علم آن گروه آگاه
جمله دانستهام بحمدالله
این یقین است لیک نفس خبیث
نکند میل جز به لهو حدیث
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş