غزل شمارهٔ ۱۲۸۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
دمی در چشم مست ما نظر کن
ببین منظور و ناظر را نظر کن
نگر صورتگری در عین صورت
در این صورت تو آن معنی نظر کن
حباب و موج و قطره جمله آبند
بجو این جمله در دریا نظر کن
نقاب ماه را بگشا و بنگر
به نور آفتاب ما نظر کن
دلی چون آینه روشن به دست آر
در آن دلدار بی همتا نظر کن
خیالش نقش کن بر پرده چشم
به عین دیده بینا نظر کن
چو عالم می نماید نعمت الله
نظر کن در همه اشیا نظر کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş