غزل شمارهٔ ۱۳۶۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در دو عالم یکست مثلش کو
کی بود مثل چون نباشد دو
به وجود او یکی است تا دانی
این دویی از چه خاست از من و تو
به ظهور آن یکی هزار نمود
می نماید هزار اما کو
گنج و گنجینه و طلسمی تو
هر چه خواهی ز خویشتن می جو
میل با عاقل دو رو چه کنی
باش با عاشقان او یک رو
غیر اونیست ور تو گویی هست
نبود هیچ هستیی بی او
نعمت الله یکی است در عالم
ور تو گویی که دو برد می گو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş