غزل شمارهٔ ۱۳۶۴
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
این دویی از چه خاست از من و تو
بی من و تو یکی بود نی دو
عقل گوید دویی ولی مشنو
بگذارش بگو برو می گو
عشق داری در آ در این دریا
عین ما را به عین ما می جو
همه عالم وجود از او دارند
غیر او را وجود دیگر کو
چشم احول یکی دو می بیند
دو نماید در آینه یک رو
آفتابست و عالمی سایه
سایه او کجا بود بی او
سید ما غلام حضرت اوست
پادشاهان به نزد او آنجو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş