غزل شمارهٔ ۱۵۰۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
گرچه میری در این جهان میری
چون رسد وقت ناگهان میری
آب سر چشمه حیات بنوش
تا نمانند این و آن میری
خوش کناری بگیر ازین عالم
پیش از آن دم که در میان میری
زنده جاودان توانی بود
گر تو در پای عاشقان میری
هر که مرد او دگر نخواهد مرد
ور نمیری چو دیگران میری
زنده دل باش و جان به جانان ده
گرنخواهی که جاودان میری
نعمت الله به ذوق جان بسپرد
تو چنان رو که همچنان میری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş