غزل شمارهٔ ۱۵۳۹
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
تا به کی گرد این جهان گردی
گرد این خانه جهان گردی
مدتی این چنین به سر بردی
وقت آن است کان چنان گردی
گنج و گنجینه خوشی یابی
گرچو ما گرد این و آن گردی
در خرابات گرد می گردیم
خوش بود گر تو هم روان گردی
گر نصیبی ز ذوق ما یابی
مونس جان عاشقان گردی
نظری گر کنی به دیده ما
واقف از بحر بیکران گردی
نعمت الله را اگر یابی
فارغ از نعمت جهان گردی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş