غزل شمارهٔ ۲۴۸
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در محبت جان اگر بازی خوش است
گر کنی بازی چنین بازی خوشست
یار کرمانی اگر بازی خوش است
دلبر سرمست شیرازی خوشست
رند سر مستیم و با ساقی حریف
با حریف خویش پردازی خوشست
چند گردی تو به خود گرد جهان
یک دمی با خویش پردازی خوشست
ساز ما را ذوق خوشتر می دهند
ساز ما با عشق پردازی خوشست
عشق سلطان است و تخت دل نشست
خانه را با عشق پردازی خوشست
سیم قلب تو ندارد رونقی
سیم قلب خویش بگذاری خوشست
در طریق عاشقی چون عاشقان
هرچه داری جمله دربازی خوشست
یک دمی با سید رندان بساز
تا بدانی ذوق دمسازی خوشست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş