غزل شمارهٔ ۳۶۱
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
میخانه دل طرب سراییست
خوش بارگهی و خوب جاییست
گویند سرخوشیست در وی
هر دم او را ز نو نواییست
آراسته اند خلوت دل
گویا که سرای پادشاهیست
می در قدح است و عشق در دل
آبی است لطیف خوش هواییست
دل جام جهان نمای عشق است
یا رب که چه شخص خودنماییست
هر چیز که دیده دید دل خواست
مشکل حالی عجب بلاییست
جانم به فدای نعمت الله
کز صحبت او مرا صفاییست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş