غزل شمارهٔ ۳۹۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
اندر این دل غیر دلبر هست نیست
هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست
مجلس عشقست و ما مست و خراب
جای مخمور ای برادر هست نیست
بر سر دار فنا بنشسته ایم
این چنین سردار و سرور هست نیست
عشق سلطان است و ملک دل گرفت
مثل او در بحر و در بر هست نیست
غیر آن یکتای بی همتا دگر
بر سریر هفت کشور هست نیست
این چنین قول خوش مستانه ای
بازگو در هیچ دفتر هست نیست
سید ما ساقی سرمست ماست
همچو او ساقی دیگر هست نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş