غزل شمارهٔ ۷۲۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در سراپرده دل خانه خدا را طلبید
این چنین خانه خدا بهر خدا را طلبید
در خرابات فنا ساغر می نوش کنید
آنگه از ساقی ما جام بنا را طلبید
گر بیابید عطایی همه آن را جویند
ور بلایی برسد جمله بلا را طلبید
می ببخشید به رندان و مجویید بها
کار خیر است درین کار دعا را طلبید
درد دل را به حکایت نتوان یافت دوا
درد دردش به کف آرید و دوا را طلبید
در نظر دیده ما بحر محیطی دارد
هر چه خواهید بیابید چو ما را طلبید
نعمت الله اگر می طلبید ای یاران
در خرابات در آیید و خدا را طلبید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş