غزل شمارهٔ ۷۳۹
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
عاشقی کو سر به پای ما نهاد
روی خود در جنت المأوا نهاد
از سر دنیی و عقبی درگذشت
هر که پا با ما درین دریا نهاد
بر در میخانه هر کو بار یافت
سروری گردید و سر آنجا نهاد
کار ما چون از بلا بالا گرفت
مسند والای ما بالا نهاد
پانهد بر فرق عالم هر که سر
بر در یکتای بی همتا نهاد
رو به مه بنمود نور آفتاب
روشنی در دیده بینا نهاد
نعمت الله را به ما انعام کرد
خوان انعامش برای ما نهاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş