غزل شمارهٔ ۸۳
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در دل ما نقد گنج ما طلب
گوهر ار جویی از این دریا طلب
یک زمان در بحر ما با ما نشین
عین ما را هم به عین ما طلب
عشق را جایی معین هست نیست
جای آن بی جای ما هر جا طلب
نور او در جمله اشیا می نگر
یک مسمی از همه اسما طلب
دنیی و عقبی به این و آن گذار
نصرت یکتای بی همتا طلب
طالب و مطلوب را با هم ببین
این نظر از دیده بینا طلب
نعمت الله را اگر جویی بیا
ما به دست آور ز ما ما را طلب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş