غزل شمارهٔ ۸۳۸
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
عشق او ما را به کام است ای پسر
دل که باشد جان کدام است ای پسر
عاشقی در عشق اگر جان را نداد
نزد کامل ناتمام است ای پسر
مجلس عشق است و ما مست و خراب
عمر ما بی او حرام است ای پسر
خوش حبابی پر کن از آب حیات
کو شراب ما و جام است ای پسر
همدم جامیم و با ساقی حریف
عقل را اینجا چه نام است ای پسر
قرض بگذار و خوشی آسوده شو
هر چه داری جمله وامست ای پسر
بنده جانی عبدالله ما
حضرت عبدالسلام است ای پسر
سید ما بنده جانی اوست
پیش او سلطان غلام است ای پسر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş