شمارهٔ ۱۸۹
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
گرد راه تو جلوه پرداز است
سر کویت قلمرو ناز است
دل هر ذره عالم معنی است
سر هر خار گلشن راز است
راحت مرد در سبکروحی است
برق را آشیانه پرواز است
همه عالم قلمرو فیض است
در به رویت ز شش جهت باز است
راه دارد به دیده همه کس
نگهش نور چشم اعجاز است
خجلت اضطراب می کشدم
داد از دست دل که غماز است
داردم در طلسم شیشه اسیر
چشم مست قدح فسونساز است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş