شمارهٔ ۴۶۹
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
از دل ما دلت خبر دارد
دوستی اینقدر اثر دارد
هرکه رویت بدید حیران است
پاکی گوهر نظر دارد
مهر نگشوده سوزدش چون شمع
نامه دل ز نامه بردارد
به جلا می زنم در خالی
که اگر دل تپد خطر دارد
من و خاک دری که از خورشید
آسمان خشت زیر سر دارد
دل ما دارد آرزوی پری
با تو یک حرف مختصر دارد
بی نیاز است اسیر از دو جهان
که لب خشک و چشم تر دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş