شمارهٔ ۶
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
جنون دانسته گستاخ تماشا می کند ما را
که می داند حجاب عشق رسوا می کند ما را
به ذوق بی خودی با بوی گل برگ سفر داریم
نیاید گر بهار از پی که پیدا می کند ما را
اگر دل زیر بار غم نباشد بیم رسوایی است
سبک روحی خجل از کوه و صحرا می کند ما را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş