شمارهٔ ۶۹۱
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
کرده ام بسکه آرزوی خطش
شده ام صید رنگ و بوی خطش
خواب آشفته چون نبیند گل
روی خود می نهد به روی خطش
سر به سر آیت گرفتاری است
خوانده ام شرح مو به موی خطش
مشق دیوانگی به کار آمد
می نویسیم نامه سوی خطش
مو برآید گر از زبان قلم
می کنم مشق گفتگوی خطش
دیده ام سرنوشت خویش اسیر
بیقرارم ز جستجوی خطش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş