شمارهٔ ۶۹۱
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود
جام سرشار به لب ساغر تبخاله بود
نه همین اشک به چشمم شده چون آینه خشک
آه در دل گره از بیم تو چون لاله بود
دل که در حلقه سرگشتگی آمد به کمند
مرکز دایره شعله جواله بود
کی رسد بی مدد عشق به جایی فریاد
تپش سینه و دل باد و پر ناله بود
همچو طاؤس که جویا دمش افزوده به حسن
زینت سرمه آن چشم زدنباله بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş