بخش ۱۸
ص صوفی محمد هروی
0
Altın Yaprak
بوسی زلبش اگر کنی نوش
غمهای جهان شود فراموش
در جواب او
گر آرده و عسل کنی نوش
عیش دو جهان کنی فراموش
جان تازه کند بیا و بنگر
آن اشکنه لطیف سر جوش
چون از تو شود کسی خریدار
یک نان به دو عالمش بمفروش
بریان که عروس اطعمه اوست
باشد که بگیرمش در آغوش
این بوی جگر کباب بازار
برد از دل خسته طاقت و هوش
آن دانه درکه هست انگور
بی او منشین بگیر در گوش
من آب برای شرب صوفی
بر دوش کشیده بوده ام دوش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş