بخش ۹۶
ص صوفی محمد هروی
0
Altın Yaprak
فضل خدای را که تواند شمار کرد
یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد
در جواب او
هر کس که دیگ قلیه برنجی به بار کرد
فضل خدای را به جهان آشکار کرد
دیگ هریسه آن که به شب کرد سر به دم
دم خور تو ای عزیز که فکر نهار کرد
غافل مشو ز پختن بغرا که گفته اند
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
آن کو نپخت کله وگیپا امید داشت
دانه نکشت ابله و دخل انتظار کرد
جانم ز عیش هر دو جهان گشت بی خبر
روزی که صحن قلیه برنجی دو چار کرد
پرهیز کن زگشنگی و گرده شعیر
جنت چو جای مردم پرهیزگار کرد
صوفی اگر چه اطعمه گوید مکن تو عیب
گویم بیان نعمت پروردگار کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş