شمارهٔ ۱ - باز باد اندر فتاد
س سوزنی سمرقندی
0
Altın Yaprak
باز باد اندر فتاد این سرخ سر چیغوز را
باز بتوان معز کردن بر سر او وز را
چون ستان من باز گردم سرش بر گنبد رسد
چون سقونی لعل سازد گنبد پیروز را
بامدادان در شود بیرون نیاید شام را
ور شبانگه در شود بیرون نیاید روز را
مچو ماری کو بهر سوراخ موری در شود
نشنود آهسته باش برمک و مسپوز را
چنگ در نیمور من زن خوش بمشت اندر بگیر
تا بچنگ آورده باشی مار دست آموز را
گر سر او را بزر و سیم درگیری رواست
این سراپا سیم انداز زر اندوز را
این جواب آن کجا گوید سنایی غزنوی
باز تابی در ده این زلفین عالم سوز را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş