شمارهٔ ۱۶ - دوش تدبیر کردم
س سوزنی سمرقندی
0
Altın Yaprak
دوش من یا ایر خود تدبیر کردم تا بروز
کاینهمه بدریده های خلق را چندین بدوز
گفت خاموش ای خر و بندیش ای نااهل پیش
مرد خواهی تا به گاه حشر چون خر می سپوز
گفتم آمد ماه روزه چون کنم تدبیر چیست
ای بسا شلغم گزر قد بر نشسته بر دو کوز
گفت لابد روزه را حرمت بباید داشتن
خویشتن را یکرهه در آتش دوزخ مسوز
روز باشد تیز میکن لق میزن تا به شب
چون شب آمد ادن ونی همی کن تا به روز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş