شمارهٔ ۱۳۹
ط طبیب اصفهانی
0
Altın Yaprak
بر من نیندازد نظر بی اعتباری را ببین
باشم براهش خوارتر از خار خواری را ببین
آسوده در خلوت شهم کی می دهد دربان رهم
من همچنان بر درگهم امیدواری را ببین
دردا که آن بیدادگر شد دوست با دشمن دگر
رسم وفاداری نگر آیین یاری را ببین
هر نخلی از تو بارور من خالی از پا تا بسر
چون نخل خشگ از برگ و بر بی برگ و باری را ببین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş