شمارهٔ ۱۴۶
ط طبیب اصفهانی
0
Altın Yaprak
ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته ای
قتل ما را چه به وقت دگر انداخته ای
کشته ناز تواند این همه خونین کفنان
که درین بادیه بر یکدگر انداخته ای
بلعجب این که به غیری که هواخواه تو نیست
نگرانی و مرا از نظر انداخته ای
صید بی بال و پری را ز چمن دور مدار
تا به کی دورم ازین خاک درانداخته ای
در ره عشق از آن یار خبر نیست طبیب
که درین مرحله از پای درانداخته ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş