شمارهٔ ۴۹
ط طبیب اصفهانی
0
Altın Yaprak
روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
من بودم و تحملی اما تمام شد
اینست اگر فراغت آزادگان باغ
آسوده طایری که گرفتار دام شد
زین باده ای که گشته ازو خون غم حلال
خوش نوش ای حریف که بر ما حرام شد
آگاه ازین نگشت که در بندگی فتاد
محمود و درگمان که ایازش غلام شد
سود وفا زیان جفا گفتمش طبیب
آگه نیم ازین دو پسندش کدام شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş