شمارهٔ ۱۱۳
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
تا جان فدا نمایم بر زخمه های مطرب
سر می نهم چو غیچک در پیش پای مطرب
دف را چو گرم سازد آرم ز سوز گریه
بر روی دست مژگان آتش برای مطرب
گل از مقام صوتش می تافت گوش رغبت
بلبل اگر نمی داشت طرز نوای مطرب
شهر پیاله نوشی همچون حصار نغمه
بی کوچه نشاط استگر نیست جای مطرب
چاک دلم نسازد با سوزن رفوگر
از رشته گر نبینم رنگ صدای مطرب
شد در کف تعلق سیب دلم دوپاره
نصفی برای ساقی نصفی برای مطرب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş