شمارهٔ ۲۰۲
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
پیرهن بس که خوش اندام شد از بوی تنت
گل شود سرو چو آید به برش پیرهنت
مزه بزمگه باده به کامش نرسید
تا لب جام نشد بوسه ربای دهنت
نشوم از تو جدا همچو گل از نکهت خود
گر درآرد مدد بخت درآغوش منت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş