شمارهٔ ۲۱۲
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
از تبسم لب ببند ای غنچه حال گل ببین
کز گلابش گریه دایم در قفای خنده است
عاقبت اندیشگان را در نشاط آباد بزم
گریه می آید بر آن لب کآشنای خنده است
مجلس آرا کیست امشب کز هجوم دلخوشی
صورت دیوار لبریز صدای خنده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş