شمارهٔ ۲۲۳
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان
چشم تا برهم زند جان بر لب پیمانه است
جرات از اهل جنون خیزد نه از ارباب عقل
می رمد صد عاقل از جایی که یک دیوانه است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş