شمارهٔ ۴۸
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
می برد گل رویت رنگ صد گلستان را
می زند لب لعلت راه صد بدخشان را
شانه ای نمی باید سرمه ای نمی شاید
آن دو زلف پیچان را آن دو چشم فتان را
در بساط خود طغرا داشت دین و ایمانی
نرد عشق پیش آمد باخت دین و ایمان را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş