شمارهٔ ۴۸ - نخل نیکی
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
تا کی ای دل تو گرفتار جهان خواهی شد
ناوک ناز جهان را تو نشان خواهی شد
خلقتت از کف خاکی شده و آخر کار
زین جهان چون گذری باز همان خواهی شد
زینهار ای تن خاکی نشوی غره به خویش
کآخر الامر گل کوزه گران خواهی شد
می برد گرگ اجل یک یک از این گله و تو
چند از دور برایشان نگران خواهی شد
پیری و می کنی از وسمه سیه موی سپید
تو بر آنی که به دین شیوه جوان خواهی شد
گر نهی تاج و دو صد سال نشینی بر تخت
آخر از تخت به تابوت روان خواهی شد
نخل نیکی بنشان بذر بدی را مفشان
ورنه در روز جزا اشک فشان خواهی شد
دست بیچاره از پای درافتاده بگیر
ز آنکه یک روز تو هم نیز چنان خواهی شد
پند ترکی بشنو دل بکن از مهر بتان
ورنه با انده و حسرت ز جهان خواهی شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş