شمارهٔ ۵۶۲
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام
جام را ناداده از کف در خمار افتاده ام
از دل صافی درین غمخانه زنگارگون
شاهد اندوه را آیینه دار افتاده ام
از غم خود با که گویم کز زبونیهای بخت
یک جهان غم دارم و بی غمگسار افتاده ام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş