شمارهٔ ۵۸
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
به عجز پای منه عرض مرد می رود اینجا
پی تو سایه به قصد نبرد می رود اینجا
یکی ست در دل آزادگان صفا و کدورت
جلای آینه همراه گرد می رود اینجا
به بندر غم او اشک سرخ نیست معطل
هزار قافله رنگ زرد می رود اینجا
کدام سرو قد افکند سایه برسر خاکم
که آبروی زمرد به گرد می رود اینجا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş