شمارهٔ ۶۸۰
ط طغرای مشهدی
0
Altın Yaprak
چون نمدپوش شدی خدمت قیصر نکنی
آب چون آینه بر دست سکندر نکنی
تا مغنی نشود نقشگر پرده راز
شیشه را رنگرز جامه ساغر نکنی
اعتبار تو به یک شعله آه است ای شمع
ترک این آتش سوزنده چو اخگر نکنی
راحت کنج وطن دیده نشد در غربت
خویش را بیهده سرگشته چو گوهر نکنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş