شمارهٔ ۸۰ - قبلهٔ ابرو
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
به زیر زلف تو رخشنده چهره مطبوع
چنان بود که به شب آفتاب کرده طلوع
به پیش قبله ابروت آن سیه گون زلف
چو قنبر است که خم گشته از برای رکوع
از این سپس به پریشانی سر زلفت
به هیچ کس نتوان دید خاطر مجموع
اگر به چشم پر آبم نظر کنی دانی
که فرق هاست ز دریای ژرف تا مینوع
به من که رند قدح نوش و مستم ای زاهد
ز جام باده سخن گو نه از اصول و فروع
بر آستان تو اغیار راست اذن دخول
محب خاص تو ترکی چرا بود ممنوع
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş