شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشک
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
رسید موسم ماتم که گریه ساز کنید
فغان و ناله به سبط شه حجاز کنید
شهید کرب و بلا بی کفن فتاده به خاک
ز اشک غسل دهیدش بر او نماز کنید
بپا کنید چو بزم عزای شاه شهید
ز دیده ها رگ سیل سرشک باز کنید
هر آن کسی که به ماتم سرای او نگریست
از او که اهل بکا نیست احتراز کنید
به خون خضاب بود گیسوی علی اکبر
ز آه و ناله بر او قصه را دراز کنید
چو سرو قامت عباس اوفتاده ز پا
نظر دریغ از این پس به سرو ناز کنید
ز حالت اسرا آگهی اگر خواهید
دمی خیال شترهای بی جهاز کنید
سکینه طفل یتیم حسین آزرده است
نوازش دل آن طفل دلنواز کنید
ز دیده گوهر اشکی به چهره افشانید
به صد نیاز به کرب و بلا نیاز کنید
کنید یاد به رحمت روان ترکی را
چو عزم خواندن این نظم جانگداز کنید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş