شمارهٔ ۷۷ - سمند ناز
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
ای به وصلت من خراب حریص
همچو عطشان به شرب آب حریص
من ببوسیدن لب تو عجول
تو به نوشیدن شراب حریص
چشم مست تو روز و شب خفته است
مست آری بود به خواب حریص
دل فرستاده ام به تحفه که هست
مست برخوردن کباب حریص
تو سوار سمند ناز و تو را
من به بوسیدن رکاب حریص
به تماشای ماه روی توام
همچو حربا بر آفتاب حریص
از خیال تو روز و شب ترکی
هست بر خواندن کتاب حریص
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş