شمارهٔ ۲۴ - زخم عشق
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
همچو من سوخته جانی به همه عالم نیست
می توان گفت که در جنس بنی آدم نیست
دوش رفتم به خرابات ندادند رهم
کاین مکان جای تو و مثل تو نامحرم نیست
عشق در عالم معنیست نهالی شاداب
خوش نهالیست و لیکن ثمرش جز غم نیست
من از آن روز که جامی زدم از باده عشق
راست گویم که از آن روز دلم خرم نیست
زخم شمشیر بود چار ه پذیر از مرهم
زخم عشق است که او را به جهان مرهم نیست
هیچ کس را نشود شادی پیوسته نصیب
شادیی نیست که دنبال سرش ماتم نیست
عالم عشق بود دورتر از عالم عقل
عاقلان را خبر از لذت آن عالم نیست
مرده زنده دل است آنکه بمیرد در عشق
زندگان را خبر از عشق مسیحا دم نیست
در ره سیل مزن خیمه به غفلت ترکی
باخبر باش که بنیاد عمل محکم نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş