شمارهٔ ۴۵۳
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
غیر از می جنون نرساند دماغ عشق
جز موی سر فتیله نخواهد چراغ عشق
شورم ز تندگویی ناصح شود فزون
صرصر چو روغن است مرا در چراغ عشق
در نسخه جمال تو بس نکته هاست درج
نتوان ولی مطالعه اش بیدماغ عشق
پر بود کوه و دشت ز مجنون و کوهکن
کو بیدلی کنون که کند کس سراغ عشق
هرگز ندیده از قدح چشم مست یار
کیفیتی که یافته دل از ایاغ عشق
یک پره است داغ دلم از گل جنون
یک سنبل است روز سیاهم ز باغ عشق
واعظ پی خرید متاع نجات نیست
نقدی مرا بکیسه دل غیر داغ عشق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş