شمارهٔ ۴۵۴
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
نبود این همه گشتن پی دنیا لایق
خرده جویی است نه از همت والا لایق
شربت مرگ ترا پیش لب اینک دارند
نیست دیگر ز تو دوشابدلیها لایق
شهر پاکان شده نزدیک ترا نیست دگر
دل آلوده بصد گونه تمنا لایق
بجز از نقطه تجرید و بعالم خط نسخ
نیست دیگر سخن خال و خط از ما لایق
چند کو کوزن سر و قد و بالا اکنون
نبودت جز طلب از عالم بالا لایق
بر سرت هست فلکها ز عزیزی لرزان
نیست لرزیدن تو بر سر دنیا لایق
نگشودیم درین غمکده گر چشم چه باک
نیست این منزل ناخوش بتماشا لایق
از خردمند غم روزی فردا عیب است
نیست امروز ترا جز غم فردا لایق
جز دل نازک پر خون زغم صبح خمار
از تو دیگر نبود شیشه صهبا لایق
دوست چون از همه یکتاست غمش را واعظ
نبود غیر دل از همه یکتا لایق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş