بخش ۲۳ - صفت رنگرز
و وحیدالزمان قزوینی
0
Altın Yaprak
از رنگرزان کشم بناچار
هر روز هزار رنگ آزار
داغم بر دل که "صبر کاه" است
چون ناخن رنگرز سیاه است
باشد جگرم نهان درین داغ
مانند حنای دست صباغ
از دوری او که هم چو ماه است
از بس شب هجر من سیاه است
خورشید چو از شبم برآید
چون پنجه ی رنگ رز نماید
از عکس جمال چون گل وی
گردد خم نیل چون خم می
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş