شمارهٔ ۲۷
و وحشی بافقی
0
Altın Yaprak
پاک ساز از غیر دل وز خود تهی شو چون حباب
گر سبک روحی توانی خیمه زد بر روی آب
خودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوست
چون نماید مه چو گردد متصل با آفتاب
کی دهد در جلوه گاه دوست عاشق راه غیر
دم مزن از عشق اگر ره می دهی بر دیده خواب
نیست بر ذرات یکسان پرتو خورشید فیض
لیک باید جوهر قابل که گردد لعل ناب
وحشی از دریای رحمت گر دهندت رشحه ای
گام بر روی هوا آسان زنی همچون سحاب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş