شمارهٔ ۲۶ - یعنی کشک
و وحشی بافقی
0
Altın Yaprak
نام جویا کنون که دیده ابر
هست چون چشم عاشقان پراشک
خانه ای دارم از عنایت شاه
که برد دیگ حجله بر وی رشک
آرد در خم برنج در انبان
گوشت بر سیخ و روغن اندر مشک
نیست دانم که در ولایت تو
هست و کم قیمت است یعنی کشک
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş