شمارهٔ ۳۹۵
و وحشی بافقی
0
Altın Yaprak
بکش زارم چه دایم حرف از آزار می گویی
تو خود آزار من کن از چه با اغیار می گویی
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین
چو من یک حرف گویم گوییم بسیار می گویی
تغافل می زنی گر یک سخن صد بار می گویم
و گر گویی جوابی روی بر دیوار می گویی
حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم
پس از عمری که حرفی با من بیمار می گویی
نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشی
مگر وقتی که نبود قوت گفتار می گویی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş