شمارهٔ ۱۷ - استر گرسنه
و وحشی بافقی
0
Altın Yaprak
می رسم از راه و دارم استری کز باب جوع
قوت دندان ندارد ورنه قنطر می خورد
حرص کاهش هست تا حدی که گر بگذارمش
کهگل دیوار این ده را سراسر می خورد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş