داستانِ بچّهٔ زاغ با زاغ

س سعدالدین وراوینی
0 Altın Yaprak
زروی گفت شنیدم که زاغی را دختری بود پاکیزه خلقت که در جلوه گاه جمال خویش طاوس را خیره کردی و در پرده تعزز و آشیانه تعذر مهر نگین عذرتش این نقش داشتی رخم مخواه که خرشید راست در حقه لبم محوی که سیمرغ راست در منقار مرغان در هر چمنی بلبل صفت نوای او زدندی و بلبله وار در چمانه بشادی جمال او خوردندی بومی را مگر سودای آن برخاست که آن طاق خوبان را جفت خویش گرداند دلاله بمادرش فرستاد او را خواستاری کرد زاغ دختر را پیش خواند و گفت ای فرزند اشراف از اطراف بماروی نهاده اند و بخطبت و رغبت تو تنازع و تزاحم میرود لیکن میخواهم که ترا بشوهری دهم چنانک فرمان پذیر و زیردست تو بود و پای از اندازه گلیم خویش زیادت نکشد امروز بومی باستدعا کس فرستادست اگر برضای تو مقرون می افتد از همه او لایق تر چه بهر ناکامی که از تو بیند تن دردهد هم بخدمت و مراعات تو ملجأ تواند بود و هم بحکم و فرمان تو ملجم چون فاخته بطوق معنبر ننازد و چون هدهد بتاج مرصع سر نفرازد و چون کبوتر دعوی علو نسب نکند و چون همای عالمیان را بفرسایه خویش محتاج نداند یرضی بضیق عشه و یقنع بضنک عیشه اگر با او بازی شکر گوید و اگرش بسوزی برگ شکایت ندارد لکل من الایام عندی عاده فان ساءنی صبر و ان سر نی شکر زاغ بچه گفت ای مادر نیکو گفتی و درین سخن آسودگی و فراغ خاطر من می طلبی لیکن شوهری که من او را زدن و راندن توانم در میان مرغان چه مقدار دارد و چون شوهر چنین باشد مرا در میان طوایف مردمان و اقران چه سربلندی باشد من از بهر رغادت عیش خویش وغادت شوهر چگونه روا دارم که خود در حکم او باشم الارب ذل ساق للنفس عزه الارب ذل ساق للنفس عزه این فسانه از بهر آن گفتم که چون بر سپاه تو سایه من گران بیاید و پیش تو پایه من بلند نبینند هم ملک تو بی شکوه باشد و هم دشمن من بی هراس زیرک گفت این سخن هم بگوش جان اصغا رفت و اندیشه بر تنفیذ احکام آن گماشته شد اگر از ضوابط و روابط این کار چیزی باقیست بگوی و ناگفته مگذار که هر آنچ گویی از قبول آن چاره نیست و انی لو تعاندنی شمالی عنادک ما وصلت بها یمینی زروی گفت بدانک چون من کمر چاکری تو بر میان بستم و تو کلاه مهتری برسر نهادی من هر سخنی اگرچ دانم با تو نتوانم گفت چنانک آن مرد را با درخت مردم پرست افتاد زیرک پرسید که چون بود آن داستان

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.