پس دستور اول پیش شاه رفت و شرط خدمت و لوازم ثنا و تحیت اقامت کرد و گفت مدت عمر شاه کامکار و خسرو نامدار در متابعت عدل و مشایعت عقل باد دولت او معمور به سداد و حضرت او مشهور به رشاد…
دستور گفت بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و سعادت شامل و ایزد – تعالی- حافظ و ناصر و معین چنین آورده اند که در شهور گذشته و سنین رفته مردی زنی داشت که متابعت وساوس شیطانی و موافق…
وزیر گفت زندگانی پادشاه کامکار و صاحب قران روزگار در جهانگیری و شاهنشاهی هزار سال باد چنین آورده اند که در روزگار سالف در حدود کالف مردی بود لشکری پیشه معشوقه ای داشت موزون و کرشکه…
روز دوم که مساح عالم بالا به مساحت دوران گردون به نقطه افق مشرق رسید و سرادق مزعفر در چهره هفت طارم اخضر کشید و بساط ملون بر بسیط این کره اغبر گسترد به سمع کنیزک رسید که شاه سیاست…
گفت چنین آورده اند ارباب عقول و افاضل جمهور که در شهر فسطور گازری بود پسری داشت احمق و جاهل بی تمییز و غافل مذموم سیرتی مجهول صورتی دیوانه ساری پریشان کاری از حیله خرد عاطل و در قب…
وزیر ثانی که در علم و حکمت و هنر و کفایت ثانی نداشت به اقتضای رای مشکل گشای به حضرت شاه آمد و بعد از تقدیم مراسم خدمت و شرایط حمد و ثنا و تحیت گفت بحمد الله- تعالی – کواکب عدل پادش…
دستور گفت آورده اند که دو کبک از میان ابناء جنس به سبب تفاوت و ناهمواری صحبت و تغیر و ناسازگاری الفت مصارفت کردند و از وطنی به وطنی و از موضعی به موضعی دیگر رفتند و یاران و دوستان…
دستور گفت چنین شنیده ام از ثقات روات که در مواضی ایام دهقانی بوده است صاین و متدین و متقی و متورع زنی داشت بر عادت ابناء روزگار در متابعت شهوت و نهمت گام فراخ تر نهادی و استتباع لع…
روز سیم چون رایت لشکر روز از افق مشرق طلوع کرد و اعلام قیری لشکر شب در قیروان مغرب پنهان شد کنیزک به حضرت شاه مراجعه نمود و با چهره معصفری و پشت از بار حوادث چنبری رخساره پر از اشک…
کنیزک گفت آورده اند که در عهود ماضی و ایام غابر پادشاهی بوده است عالم و عادل مقبل و مفضل و او را فرزندی بود به رزانت عقل مذکور و به شجاعت ذات موصوف جمال او سر دفتر حسن و خوبی و مقا…
حمد و ثنا مکرمی را که از حجله شب تار حجره خلوت عاشقان پرداخت و شکر و سپاس موجدی را که از بیاض روز روشن مرحله طالبان سرای کون و فساد ساخت سپر ماه چهره گشاده قلم قدرت اوست و تیغ آفتا…
وزیر ثالث که به نور رای ثاقب ضیا از کوکب رابع ربوده بود و در تدارک وقایع و حوادث سحره فرعون جهل را ید بیضا و دم مسیحا نموده پیش شاه رفت و گفت زندگانی پادشاه عالم و فهرست دوده بنی آ…
وزیر ثالث که از حوادث ایام خبرها و از عجایب روزگار سمرها شنیده بود گفت چنین آورده اند خداوندان تاریخ که در عهود ماضیه و قرون سالفه مردی بود لشکری و او را عیالی با جمال بود چنانکه د…
دستور عدل فرمای صایب رای گفت در روزگار گذشته و ایام رفته بازرگانی بود که به نعمت و رفاهت شهرتی داشت و به تمول و ثروت معروف و مذکور بود و در ابواب حراثت و دهقانی و عمارت و بازرگانی…
چون مدت این حادثه به روز چهارم کشید و سه روز متواتر وزرای پادشاه که اکابر دولت و اماثل حضرت بودند به لطایف حکم و نوادر مواعظ در ابقای مهجت شاهزاده چند پیاده از داستان دستان زنان بر…
15 / 54 gösteriliyor