ظ

ظهیری سمرقندی

54 poèmes

0 Feuille d'Or

poèmes de ظهیری سمرقندی

Aide à la recherche

پس دستور اول پیش شاه رفت و شرط خدمت و لوازم ثنا و تحیت اقامت کرد و گفت مدت عمر شاه کامکار و خسرو نامدار در متابعت عدل و مشایعت عقل باد دولت او معمور به سداد و حضرت او مشهور به رشاد…

دستور گفت بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و سعادت شامل و ایزد – تعالی- حافظ و ناصر و معین چنین آورده اند که در شهور گذشته و سنین رفته مردی زنی داشت که متابعت وساوس شیطانی و موافق…

وزیر گفت زندگانی پادشاه کامکار و صاحب قران روزگار در جهانگیری و شاهنشاهی هزار سال باد چنین آورده اند که در روزگار سالف در حدود کالف مردی بود لشکری پیشه معشوقه ای داشت موزون و کرشکه…

1

روز دوم که مساح عالم بالا به مساحت دوران گردون به نقطه افق مشرق رسید و سرادق مزعفر در چهره هفت طارم اخضر کشید و بساط ملون بر بسیط این کره اغبر گسترد به سمع کنیزک رسید که شاه سیاست…

گفت چنین آورده اند ارباب عقول و افاضل جمهور که در شهر فسطور گازری بود پسری داشت احمق و جاهل بی تمییز و غافل مذموم سیرتی مجهول صورتی دیوانه ساری پریشان کاری از حیله خرد عاطل و در قب…

وزیر ثانی که در علم و حکمت و هنر و کفایت ثانی نداشت به اقتضای رای مشکل گشای به حضرت شاه آمد و بعد از تقدیم مراسم خدمت و شرایط حمد و ثنا و تحیت گفت بحمد الله- تعالی – کواکب عدل پادش…

دستور گفت آورده اند که دو کبک از میان ابناء جنس به سبب تفاوت و ناهمواری صحبت و تغیر و ناسازگاری الفت مصارفت کردند و از وطنی به وطنی و از موضعی به موضعی دیگر رفتند و یاران و دوستان…

دستور گفت چنین شنیده ام از ثقات روات که در مواضی ایام دهقانی بوده است صاین و متدین و متقی و متورع زنی داشت بر عادت ابناء روزگار در متابعت شهوت و نهمت گام فراخ تر نهادی و استتباع لع…

1

روز سیم چون رایت لشکر روز از افق مشرق طلوع کرد و اعلام قیری لشکر شب در قیروان مغرب پنهان شد کنیزک به حضرت شاه مراجعه نمود و با چهره معصفری و پشت از بار حوادث چنبری رخساره پر از اشک…

کنیزک گفت آورده اند که در عهود ماضی و ایام غابر پادشاهی بوده است عالم و عادل مقبل و مفضل و او را فرزندی بود به رزانت عقل مذکور و به شجاعت ذات موصوف جمال او سر دفتر حسن و خوبی و مقا…

1

حمد و ثنا مکرمی را که از حجله شب تار حجره خلوت عاشقان پرداخت و شکر و سپاس موجدی را که از بیاض روز روشن مرحله طالبان سرای کون و فساد ساخت سپر ماه چهره گشاده قلم قدرت اوست و تیغ آفتا…

وزیر ثالث که به نور رای ثاقب ضیا از کوکب رابع ربوده بود و در تدارک وقایع و حوادث سحره فرعون جهل را ید بیضا و دم مسیحا نموده پیش شاه رفت و گفت زندگانی پادشاه عالم و فهرست دوده بنی آ…

1

وزیر ثالث که از حوادث ایام خبرها و از عجایب روزگار سمرها شنیده بود گفت چنین آورده اند خداوندان تاریخ که در عهود ماضیه و قرون سالفه مردی بود لشکری و او را عیالی با جمال بود چنانکه د…

دستور عدل فرمای صایب رای گفت در روزگار گذشته و ایام رفته بازرگانی بود که به نعمت و رفاهت شهرتی داشت و به تمول و ثروت معروف و مذکور بود و در ابواب حراثت و دهقانی و عمارت و بازرگانی…

چون مدت این حادثه به روز چهارم کشید و سه روز متواتر وزرای پادشاه که اکابر دولت و اماثل حضرت بودند به لطایف حکم و نوادر مواعظ در ابقای مهجت شاهزاده چند پیاده از داستان دستان زنان بر…

15 sur 54 affichés

Nous utilisons des cookies pour t'offrir une meilleure lecture. Tes données sont traitées conformément au RGPD et à la loi turque sur la protection des données ; tu peux changer à tout moment les cookies que tu autorises.