شمارهٔ ۱۳
ا ابوالحسن فراهانی
0
Altın Yaprak
اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
نشاء نظاره آن چشم را می کی دهد
چشم مستش هر دمم مست از نگاهی می کند
مست چون ساقی شود پیمانه پی در پی دهد
مدتی شد کز ضمیرش رفته ام دشمن کجاست
تا مرا بعد از فراموشی به یاد وی دهد
ای که گویی ناله کم کن لب به بندم من ولیک
چون کنم با آن که هربندم نوای نی دهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş